رمضان

بهار قرآن
ادامه نوشته

میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)  و حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه)

و همچنین سالروز فتح خرمشهر

مبارکـــــــــــــــ باد

ادامه نوشته

باسمه تعالی

imamsadeghfinal.jpg (550×100)

«درآمد حلال»

تعداد اعضای تحت سرپرستی امام صادق (علیه السلام)و هزینه زندگى آن حضرت زیاد شده بود. امام به فکر افتاد که از طریق کسب و تجارت عایداتى به دست آورد تا جواب مخارج خانه را بدهد. لذا آن حضرت هزار دینار سرمایه فراهم کرد و به یکی از کارکنان خویش که "مصادف" نام داشت، فرمود:این هزار دینار را بگیر و آماده تجارت و مسافرت به مصر باش.

مصادف رفت و با آن پول از کالاهایی که معمولا به مصر حمل مى‏شد، خرید و با کاروانى از تجار که همه از همان نوع کالا تهیه کرده بودند، به طرف مصر حرکت کرد.

همین که آنان به نزدیک مصر رسیدند، قافله دیگرى از تجار که از مصر خارج شده بود، به آن‌ها برخورد. اوضاع و احوال را از یکدیگر پرسیدند. ضمن گفتگوها معلوم شد که اخیرا کالایی که مصادف و رفقایش حمل مى‏کنند، بازار خوبى پیدا کرده و کمیاب شده است. اتفاقا آن کالا از چیزهایى بود که مورد احتیاج عموم بود و مردم ناچار بودند به هر قیمت هست، آن را خریدارى کنند. لذا صاحبان کالا از بخت نیک خود بسیار خوشحال شدند و بعد از شنیدن این خبر مسرت بخش، با یکدیگر هم عهد شدند که کالای خویش را به سودى کمتر از صد در صد نفروشند.

بنابر این آنان طبق عهدى‏که با هم بسته بودند، پس از ورود به مصر، بازار سیاه به وجود آوردند و کالا را به کمتر از دو برابر قیمتى که براى خود آنها تمام شده بود، نفروختند.

مصادف با هزار دینار سود خالص به مدینه برگشت. خوشوقت و خوشحال به حضور امام صادق (علیه السلام)رفت و دو کیسه که هر کدام هزار دینار داشت، مقابل امام(علیه السلام) گذاشت.

امام صادق(علیه السلام) پرسید: اینها چیست؟ مصادف گفت: یکى از این دو کیسه سرمایه‏اى است که شما به من دادید و دیگرى که مساوى اصل سرمایه است؛ سود خالصى است که به دست آمده.

حضرت فرمود: سود زیادى است، بگو ببینم چه طور شد که شما توانستید این قدر سود ببرید؟

مصادف گفت: قضیه از این قرار است که در نزدیک مصر اطلاع یافتیم که کالای تجاری ما در آن جا کمیاب شده است. لذا هم قسم شدیم که به کمتر از صد درصد سود خالص نفروشیم و همین کار را کردیم.

امام (علیه السلام) فرمود: سبحان الله! شما چه کردید؟! قسم خوردید که در میان مردم بازار سیاه درست کنید؟! قسم خوردید که به کمتر از سود خالصِ مساوى اصل سرمایه نفروشید؟! نه، همچو تجارت و سودى را من هرگز نمى‏خواهم.

سپس امام صادق (علیه السلام)یکى از دو کیسه را برداشت و فرمود: این سرمایه من و به آن یکى دیگر دست نزد و فرمود: من به آن کارى ندارم.

آنگاه فرمود:"اى مصادف! شمشیر زدن (جنگیدن و جان خود را به خطر انداختن) از کسب حلال آسان تر است."

«برگرفته ازکتاب "داستان راستانتالیف استاد شهید مرتضی مطهری(ره)»

سلام خدا بر شهیدان راه حق

باسمه تعالی

fetr.jpg (550×100) 

"جشن آمرزش"

عید به معنى بازگشت و برگشتن است و از آن جهت عید نامیده شده است که در آن از اندوه به شادى باز مى‏گردند و آن روز براى همه مردم، روز شادى است. همچنین گفته‏اند از این جهت به آن، نام عید داده‏اند که هر انسانى به آنچه که خداوند به او وعده داده است در این روز مى‏رسد و گفته‏اند که انسان‌ها در آن روز با توبه و دعا کردن به پیشگاه خداوند بر مى‏گردند و خداوند هم به عطا و بخشش نسبت به ایشان و به بندگان مؤمن خود فواید پسندیده و بخشش‏ فراوان ارزانى مى ‏دارد.

از این رو پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: ".. چون شب عید فطر فرا مى‏ رسد، آن شب را شب جایزه مى‏نامند. بامداد عید فطر، خداوند فرشتگان را به همه سرزمین ‏ها مى‏ فرستد. آنان به زمین فرود مى ‏آیند و بر دهانه ی کوچه ‏ها و راه‌ها مى‏ ایستند و با صدایى که آن را همه آفریده ‏هاى خدا جز جن و آدمیان مى‏ شنوند، مى ‏گویند:

«اى امت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)! براى نماز گزاردن به پیشگاه خداوند کریم بروید که از گناهان بزرگ عفو مى‏کند و پاداش هاى گران عنایت مى‏ فرماید.»

پس چون در محل نماز عید حاضر مى‏ شوند، خداوند متعال به فرشتگان مى ‏فرماید: «اى فرشتگان من! دسترنج کارگر چون کار خود را انجام مى‏دهد، چگونه است؟»

 آنان عرضه مى‏دارند:«پروردگارا! باید دسترنج او کامل پرداخت شود.»

خداوند مى‏فرماید: «شما را گواه مى‏گیرم که من پاداش روزه رمضان و نمازشان را خشنودى و آمرزش خود از ایشان قرار دادم.»

و خداوند خطاب به بندگان خویش مى‏فرماید:« اى بندگان من! هر چه مى‏خواهید از من بخواهید که سوگند به عزت و جلال خودم که امروز در این اجتماع خویش، هر چه براى دنیا و آخرت خود بخواهید، عطا مى ‏کنم و سوگند به عزت خودم تا آنگاه که مراقب باشید، اسرار شما را پوشیده مى ‏دارم و شما را در پناه مى ‏گیرم و رسوا نمى‏ کنم. باز گردید که آمرزیده شدید. همانا مرا خشنود کردید و من از شما خشنود شدم.»

فرشتگان شاد مى‏شوند و از این که خداوند در روز عید فطر، چنین نعمت‌ها به بندگان خود در این امت ارزانى فرموده است چهره یشان رخشان مى‏گردد و مژده مى‏دهند."(1)

آری این است پاداش یک ماه بندگی خالصانه ..

«برگرفته از کتاب "روضة الواعظین "، تألیف: محمد بن حسن فتال نیشابورى (متوفی قرن 6)»(2)

عید سعید فطر

عید بازگشت به سوی خدا

را به همه مسلمانان، به خصوص شما دوست عزیز، تبریک و تهنیت می‌گوییم

باسمه تعالی

فرارسیدن ماه مبارک رمضان  

« بیشترین بهره از بهترین ماه »

ماه مبارک رمضان آغاز شده بود، وارد مسجد کوفه شد، از منبر بالا رفت و بعد از حمد و ثنای الهی و صلوات بر رسول گرامیش، خطاب به مردم فرمود:

"ای مردم این ماهی است که خداوند آن را بر ماه‌های دیگر برتری داده است ... و آن ماهی است که درهای آسمان و درهای رحمت در آن گشوده می‌شوند و درهای آتش در آن بسته می‌گردند و ماهی است که در آن ندا (ی مردم) شنیده می‌شود و دعا مستجاب میگردد و گریه مورد ترحم قرار می‌گیرد.

ماهی است که در آن شبی وجود دارد که فرشتگان از آسمان فرود آمده بر مردان و زنان روزه دار به اذن پروردگارشان تا طلوع سپیده سلام می‌دهند و آن شب، شب قدر است؛ روزه گرفتن آن برتر از روزه داری هزار ماه و عمل در آن برتر از عمل هزار ماه است.

هیچ شب و روزی از این ماه نیست مگر آنکه پروردگار متعال بر سر این امت نیکی می‌افشاند، پس هر کس از ریزش نعمت الهی به اندازه ی یک گوهر بهره مند گردد، روز ملاقاتش با خدا در نزد او گرامی خواهد بود و هیچ بنده‌ای نزد خدا گرامی نگردد مگر آنکه خداوند بهشت را جایگاه او قرار می‌دهد."

سپس امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر فراز منبر مسجد کوفه فرمود:

"بندگان خدا! این ماه مانند دیگر ماهها نیست؛ روزها و شبها و ساعاتش بهترین روزها و شبها و ساعات است. ماهی است که شیاطین در آن در بند و زندانی اند، خداوند روزی‌ها را زیاد و بر طول عمرها می‌افزاید و میهمانان خانه اش (حجاج) را انتخاب می‌کند.

ای روزه دار!در کار خویش نیک بنگر؛ که در این ماه میهمان پروردگار خویش هستی. بنگر گه در شب و روزت چگونه‌ای و چگونه اعضا و جوارحت را از معصیت‌های پروردگارت حفظ می‌کنی؟ بنگر تا مبادا شب در خواب باشی و روز در غفلت و در نتیجه این ماه بر تو بگذرد و بار گناهت همچنان بر دوشت مانده باشد؛ پس آنگاه که روزه داران پاداش‌های خود را می‌گیرند، تو از زیانکاران باشی و آنگاه که از عطا و کرامت صاحب (و پروردگار) خویش بهره‌مند می‌شوند، تو از محرومان گردی و آنگاه که به سعادت همسایگی با پروردگارشان می‌رسند، تو از طردشدگان باشی!

ای روزه دار! اگر از درگاه صاحبت رانده شوی، به کدام درگاه روی خواهی آورد؟ و اگر تو را واگذاشت، کیست که یاریت کند؟ و اگر تو را در جمع بندگانش نپذیرفت، بندگیت را به آستان چه کسی خواهی برد؟ و اگر از خطایت درنگذشت، برای آمرزش گناهانت به که امید خواهی بست؟

ای روزه دار! شب و روز با تلاوت کتاب خدا به او تقرب بجوی که همانا کتاب خدا شفیعی است که در روز قیامت شفاعتش پذیرفته است و برای تلاوت کنندگانش شفاعت می‌کند. پس با خواندن آیات آن، از درجات بهشت بالا می‌روند.

مژده ‌ای روزه دار! از حبیبم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که می‌فرمود: "خداوند متعال به هنگام افطار هر شب ماه رمضان، آزادشدگانی از آتش دارد که شمار آنان را کسی جز خدا نمی‌داند؛ پس چون آخرین شب این ماه فرارسد، خداوند به شمار همه کسانی که در این ماه (از آتش) آزاد کرده است، آزاد خواهد نمود."

در این هنگام مردی از قبیله همدان برخاست و گفت: "ای امیرمومنان! از آنچه حبیب تو درباره ماه رمضان فرمود، بیشتر برایمان بگو."

فرمود: شنیدم که برادرم و پسرعمویم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمود: "هرکس ماه رمضان را روزه بدارد و خود را در این ماه از حرامها (معصیت ها) حفظ کند، وارد بهشت می‌شود"...

درخواست مرد همدانی سه بار دیگر تکرار شد، در مرتبه ی سوم، آن حضرت این گونه پاسخ داد:

"شنیدم از برترین همه پیامبران و فرستادگان و فرشتگان مقرب که می‌فرمود: "همانا سرور اوصیاء در سرور ماهها کشته می‌شود."

گفتم: "ای رسول خدا سرور ماهها کدام است و سرور اوصیاء کیست؟"

فرمود: "اما سرور ماهها، ماه رمضان و سرور اوصیاء تویی یا علی!"

گفتم: "ای رسول خدا ! آیا چنین خواهد شد؟"

فرمود: "آری سوگند به پروردگارم! همانا بدبخت ترین امت من، برادر پی کننده ی ناقه ی ثمود، برمی خیزد و ضربتی بر فرق سرت می‌زند که محاسنت از خون آن رنگین می‌شود."

مردم از سخنان علی (علیه السلام) شروع به گریه و شیون کردند؛ علی (علیه السلام) خطبه اش را تمام کرد و از منبر پایین آمد. 

« برگرفته از کتاب " فضائل الاشهر الثلاثة تألیف: شیخ صدوق (ره) (1) »

 

ميلاد مولود کعبه مبارکــــــــ باد 

 به مناسبت ۲۹ و ۳۱ خرداد

یاد و خاطره ی دکتر علی شریعتی و دکتر مصطفی چمران را گرامی می داریم

مشخصات عمومی و جغرافیایی شهر بهنمیر 

نام قدیم بهنمیر ، « بندامیر » است و بنا به اعتقاد ما ، انتخاب این نام برای این شهر از آن جهت است که در سال 615 هجری قمری چهار برادر به اسامی آل شریفا ، آل معطیا ، آل رحیما و آل نبیا که شجره ی آنان از اهل مکه و حجاز بوده ، به دلایلی در ایران تبعید و در یکی از بخش های خطه ی «ری» قدیم در سر سامان مازندران به نام لاریجان زندگی می کردند ، آن ها پس از آزادی تصمیم به اقامت در یکی از بخش های مازندران «بندامیر» می گیرند و بنابراین ریشه ی کلمه ی بهنمیر امروزی از همان  « بندامیر » است که پس از گذشت زمان تغییر نام پیدا کرده ، البته نام دیگر بهنمیر که در کتب فرهنگ جغرافیایی ایران و لغت نامه ی دهخدا آمده «بانصر» می باشد که «بانصر» نام یکی از دهقانان شهرستان بابلسر بوده است .

شهر بهنمیر از نظر وضعیت اقتصادی ، کشاورزی ، صیادی ، تجارت و صنعتگری طبق نظریه ی کارشناسان به دلیل حاصل خیز بودن خاک منطقه و کشت بیش از 56 نوع محصول کشاورزی به جیرفت مازندران مشهور است . از نظر موقعیت جغرافیایی شهر بهنمیر در 52 درجه و 49 دقیقه و 54 ثانیه طول جغرافیایی و 36 درجه و 39 دقیقه و 59 ثانیه عرض جغرافیایی قراردارد .

بهنمیر از شمال به دریای مازندران ، از جنوب به شهرستان بابل ، از شرق به شهرستان های     قائم شهر ، جویبار و ساری و از غرب به بابلسر منتهی و دارای آب و هوای معتدل و مرطوب است  

رودخانه های تالار در ضلع غربی شهر قرار گرفته و  به دریای مازندران می ریزد . بهنمیر با داشتن نوار ساحلی و جنگلی زیبا در حاشیه ی دریا از چشم انداز منحصر به فردی برخوردار بوده و در فصول مختلف سال پذیرای مهمانان زیادی از اقصی نقاط کشور نیز می باشد .